کورش کبیر!
میبینم وب کاملا پسرونست و هیچ بدبختی(دختری) اپ نمیکنه!!!
کجا در رفتید بدبخت!!!
KOOROSH------------KABIR
میبینم وب کاملا پسرونست و هیچ بدبختی(دختری) اپ نمیکنه!!!
کجا در رفتید بدبخت!!!
KOOROSH------------KABIR
خوب این مطلبو چند وقت پیش دیده بودم و به نظرم خیلی حرفا واسه گفتن داره و حسابی این دخترارو مسخره کرده...!!!
(خدایا منو ببخش....
)
دیگه هرکس ناراحت شد با خودش:
(حالشو ببرین.....!!!!!!!!!)![]()
![]()
|
راستي آيا تا به حال به اين موضوع فکرکرده ايد که اگرخانمها به جاي حامله شدن و وضع حمل،مانند پرندگان تخم مي گذاشتند، چه اتفاقاتي در دنيا رخ مي داد، و زندگي روزمره ما دستخوش چه تغييراتي مي شد؟ بله. بي شک زندگي ما متحمل تغييراتي بيشمار مي شد که نوشتن همه آنها از دهها صفحه نيز بيشتر خواهد شد، بنابراين بنده،به ذکر چند نکته از اين تغييرات فراوان اکتفا مي کنم و مابقي آن را به عهده شما خوانندگان عزيز خواهم گذاشت. به نظر من، بزرگترين و بهترين تغييري که در زندگي خانمها رخ مي داد، اين بود که ديگرهيچ زني نگران اضافه وزن و کاهش مجدد آن در دوران حاملگي و بعداز آن نبود و خانمها ازبابت مراقبت ها و رژيمهاي غذايي دوران بارداري، راحت و بي خيال بودند، چون تخم مي گذاشتند و با خيال راحت روي آن مي نشستند. البته احتمالا دوران روي تخم نشستن آنها، براي خودش داستانها و رسم و رسومات بسياري ايجاد مي کرد و موضوع غيبت و پرحرفي خيلي از خانم هاي پير و جوان مي شد. مثلا مراسم «تخم اندازون»!!! که طي آن خانمها دور هم جمع مي شدند و با شيريني و کادو به عيادت «مادر آينده» و« تخمهايش» مي رفتند و پيرامون تخم و تخمگذاري و خاطرات تخمي خود، با هم به بحث و گفتگو مي پرداختند .(البته فراموش نشود که بعد از اتمام مراسم، تا روزها و هفته ها بحث شيرين غيبت ادامه مي يافت). مثلا : - واه، واه،واه، دختره رو ديدي اقدس جون! همچين با افاده روي تخمهاش نشسته بود که انگار تخم طلا گذاشته !!! - آره خواهر، والله ما اون وقتها، شيش تا شيش تا تخم مي گذاشتيم و اينقدر هم ناز و ادا نداشتيم.امان از دخترهاي اين دوره زمونه.! و يا: - واي، واي، واي، مهين جون، تخمهاشو ديدي ؟؟!...عين گردو بود!!! هم کوچيک بود، هم سياه!!!. - آره ديدم، شهين جون. چقدر هم مادر شوهره ازش تعريف مي کرد، خدا شانس بده . من تازه که عروسي کرده بودم، يک تخم گذاشتم عين هلو!!! هر کي مي اومد ديدنم، دلش مي خواست گازش بگيره ! ولي خدا شاهده که مادر شوهرم يک بار هم جلوي مردم از تخم من تعريف نکرد... و اما دومين تغيير خوش آيند براي خانمها اين بود که آنها مي توانستند با خيال راحت و بدون تحمل درد و يا بيهوشي شاهد لحظه تولد فرزندشان باشند، چون ديگراز درد زايمان و«اپي دورال» و«سزارين»خبري نبود .طبيعتاعلم پزشکي هم به صورت امروز نبود. ومردم بجاي مراجعه به دکتر زنان و زايمان، از وجود تخم شناسان حرفه اي، و دکترهاي «تخمي» بهره مند بودند. دردنياي تجارت و بيزنس نيزاحتمالا تغييرات فراواني ايجاد مي شد. مثلاشرکتهاي توليد کننده لباس و لوازم حاملگي در دنيا وجود نداشت و بجاي آنها کمپاني هاي تخمي فراواني در دنيا تاسيس مي شد که کار آنها تهيه و توليد انواع و اقسام لوازم و ادوات تخمي، جهت نگهداري بهينه تخم بود . مثل «تخم گرم کن الکترونيکي هوشمند»ويا «محافظ کامپيوتري تخم، با قابليت اتصال به اينترنت و کنترل از راه دور»!!! تزئينات تخم نيز براي خود ماجراهايي داشت و موضوع رقابت و چشم وهم چشمي بسياري از بانوان محترم مي شد. مثلا روکش هاي طلا براي تخم که درصورت سفارش برروي آن برليان هم کار گذاشته مي شد تا خانم با ناز وافاده برروي آن بنشيند وبه بقيه پز بدهد!، و همين کارها باعث پيدايش کمپاني هاي جديدي جهت اخذ«وامهاي تخمي»با بهره هاي جور وا جور و نهايتا سرمايه گذاري هاي تخمي در اين راه مي شد. خلاصه که خيلي ها بسوي بيزنس هاي تخمي مي رفتند و ايده هاي تخمي فراواني، به ثمر مي نشست و درنتيجه، خيلي ها«مييلونر و ميلياردر تخمي» مي شدند. و چه بسا افرادي هم بودند که بخاطر ايده هاي تخمي خود، دست به کارهاي تخمي مي زدند و پس از چند سال فعاليت بي حاصل تخمي، اعلام ورشکستگي مي کردند و در نتيحه همه سرمايه خود را از دست مي دادند. در بخش تبليغات تجاري نيز مردم شاهد حضور آگهي هاي ريز و درشت تخمي در در و ديوار و راديو و تلويزيون بودند،که مثلا مي گفتند: «اگر تخم بزرگ مي خواهيد، با دکتر... متخصص امور تخم تماس بگيريد.» «استرس و افسردگي هاي تخمي خود را با دکتر...داراي بورد تخصصي از انجمن دکتران تخمي آمريکا در ميان بگذاريد.» »آقاي...مشاوري مطمئن در امور تخمهاي شما». «خانم...وکيل آگاه و با تجربه براي دعاوي تخمي شما» عضو هيات مديره کانون وکلاي تخمي کاليفرنيا. «تخمهاي خود را نزد ما بيمه کنيد و با خيال راحت به مسافرت برويد»شامل: سرقت، ترک خوردگي و شکستگي! «اگر به علت مشغله کاري و يا بيماري، قادر به نشستن روي تخم نيستيد، با ما تماس بگيريد. ما از تخم شما مانند چشم خود محافظت مي کنيم !» وب سايتهاي تخمي نيز مانند سرطان، در عرض چند هفته تمامي کامپيوترها و شبکه ها را تسخير مي کردند. در تلويزيون، مردم به مشاهده ميز گردها و برنامه هاي پرسش و پاسخ تخمي مي نشستند. مثلا خانمي از اصفهان با تلويزيوني در لوس آنجلس تماس مي گرفت و بعد از دهها دفعه که صدا قطع و وصل مي شد، مي پرسيد: آقاي دکتر، من احساس مي کنم که جديدا پوست تخمم نازک شده ! چيکار بايد بکنم ؟... و طبق معمول هميشه،آقاي دکتر يک جواب بي سر و ته به او مي داد و گوشي را قطع مي کرد و به سراغ بقيه سئوالات تخمي شنوندگان مي رفت. در برنامه هاي راديويي نيز، برنامه هاي روانشناسي تخمي،دربين شنوندگان جايگاه ويژه اي داشت. و دراين ميان خوانندگان و نوازندگان هم از اين داستان بي نصيب نمي ماندند وحتما ترانه هايي در وصف تخم و تخمگذار سروده مي شد. بطور مثال: - يک تخم دارم، شاه نداره . صورتي داره، ماه نداره... و يا : هيشکي مثل تو تخم نداره . نه داره . نه مي تونه بذاره... زندگي خانوادگي و روابط انسانها نيز جدا از اين تغييرات نبود و حتما آداب و رسوم و معاشرتهاي مردم نيز بر همان اساس تغيير مي کرد. مثلامادران به پسران خود مي گفتند و نصيحت مي کردند که : مادر سعي کن زني بگيري که واست تخمهاي گنده گنده بکنه!!! - در هنگام خواستگاري نيز مادر عروس با افاده به خانواده داماد مي گفت: خانواده ما اصولا «تخم بزرگ» هستند. من خودم وقتي تازه ازدواج کرده بودم، يک تخم گذاشتم، اندازه هندوانه!!!!... - به اسامي افراد و نام هاي خانوادگي موجود نيز، احتمالا چندين اسم وفاميل تخمي اضافه مي شد. مثلا: تخمعلي تخمي زاده، تخمناز تخمي نژاد، تخم عباس تخمي پور و...» - پدر بزرگ، مادر بزرگ ها مثل هميشه، شايعه درست مي کردند و از تجربيات تخمي خود سخن مي گفتند و براي جوان ترها داروهاي سنتي و گياهي تجويز مي کردند و مي گفتند : قديمي ها گفته اند : اگر روزي چهار تا استکان گل گاو زبون بخوري، تخمهات ميشه اندازه نارگيل!!!. و يا اگر کنجد رو با پوست گردو مخلوط کني و با هل و نبات بخوري، حتما تخم دو زرده مي کني! و... - مردم هنگام قسم خوردن ويا قسم دادن يکديگر، از قسم هاي تخمي نيز استفاده مي کردند. مثلامي گفتند: به جون تخم عزيزم راست مي گم !و... و هنگام دعوا و عصبانيت، علاوه بر فحش خواهر و مادر و جد و آباد،به تخمهاي هم ديگر نيز فحش مي دادند مثلا : الهي تخمهات بشکنه! الهي تخمها تو سگ ببره و...!!! -در قوانين کشورها نيز احتمالا چند قانون تخمي به بقيه موارد قانوني اضافه مي شد وهمين موضوع، مقدمه بروز يکسري جرم و جنايت تخمي مي شد. جنايتکاران جنگي به جاي «نسل کشي»،«تخم شکني» مي کردند و باند هاي تبهکار و مافيايي علاوه برخلافهاي قبلي،به جرائم تخمي مانند تخم دزدي و تخم فروشي و قاچاق تخم هم روي مي آوردند . حال شما بگوييد، دوران حاملگي بهتراست يا زندگي تخمي ؟!! |
وای وای وای...!!!![]()
اتیش گرفتین نه؟؟؟
عیب نداره یادتون میره....!
مرحمت زیاد....
متشکرم.........
خجالت ندین![]()
من متعلق به همم..![]()
راستی یادم رفت سلام کنم...!!!
سلام.
اسمم هم دانیال هستش چاکر هر چی با مرام .....!![]()
![]()
پسرا دیگه غمتون نباشه چون من اومدم..!!!![]()
داریوش جان توهم سریعتر بیا تا مجال نفس کشیدن رو از این ضعیفه ها بگیریم....
(هر چند همین الانم ندارن)
بینم کی هوس کتک کرده.........؟؟؟؟!!!!!!![]()
من اومدم پسرا تعظیم کنید... دختر خانمای گل چطورن؟؟؟
خوب اومدم که بگم من اعصاب درست و حسابی ندارم حواستون باشه اگه هم باور ندارید از ادمین بپرسید
فعلا باید برم کار دارم
تا بعد بااای بااای
حد اقل یه چیز آپ کن تو وبلاگت تا یه صفحه نظر داشته باشی که من بیام اطلاعاتد را بهت بدم ...
میبینم که وب کاملا از موجودات موزی(پسرا)عاری شده
مینا کاش نمی رفتی
دوستتون دارم ۲خترا